X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 13 دی‌ماه سال 1384 ساعت 02:09 ب.ظ

نوزدهمین سالگرد رحلت عالم ربانی و مبارز خستگی نا پذیر حضرت آیت الله حیدری ایلامی
شیخ آرام در حالی که چشم بر زمین دوخته بود به امام خمینی (ره) عرض کرد:آقا تنم رنجور شده...احتیاج به استراحت دارم....این بار گران مسئولیت را از دوشم برداشته وبه دیگری مرحمت کنید
استعفای مرا بپذیرید تا حقیر نیز در قم به تربیت طلاب بپردازم.....
امام لحظه ای مکث کرد و به شیخ فرمود: استعفای تو را قبول نمی کنم وبه تو ما موریت میدهم کماکان به ایلام برگردی وبه اسلام خدمت کنی

بعد نامه ای برای شیخ نوشتند:
آقای شیخ عبد الرحمن حیدری ایلامی
.....متمنی است جنابعالی در این موقعیت حساس که مردم نیاز به راهنمایی دارند به ایلام برگردید.....
====
بیماری بر شیخ مسلط شده بود اما همچنان در اتاق ملاقاتها منتظر بود تا کسی بیاید تا آنچه در توان دارد صرف آن شخص نماید
از محافظ خود پرسید:امروز مردم کمتر میایند؟
محافظ در حالی که از پاسخ به این سوال اکراه داشت گفت:
آقا دکتر گفته اند رفت و آمد،کم شود لذا ما هم یک کاغذ زدیم به در خانهحضرتعالی کسالت دارید وما از پذیرفتن مراجعه کننده معذوریم
صورت نحیفش برافروخته شد ه بود با همان حال فرمود:
ما از طرف مرجع و رهبر کشور اسلامی موظفیم به مشکلات مردم رسیدگی کنیم...آن کاغذ را از روی در بردارید و پاره کنید
========

واپسین روزهای عمر شیخ بود...بعد از آنهمه بحث ودر ...بعد از آن همه مبارزه برعلیه رژیم شاه در ایران و رژیم عراق در نجف و بغداد....شیخ داشت در بستر بیماری میسوخت
اما سرمای دی ماه 1365 چشمان یخ زده خود را بر پیکر ((شیخ شیدا)) می دوزد ...و نگاه خاکریزهای مهران برای همیشه در حسرت دیدن دوباره ی او میماند....
با همان تفنگ قدیمی با یک مشت مردم عشایر سال 59 جمع شده بود تا با دشمن بجنگد....می گویند اولین روحانی بود که پای به عرصه دفاع مقدس گذاشت....حتی نمایندگی ولی فقیه در استان نیز موجب نشد که حتی خود را یک لحظه برتر از مردم ببیند...آن زمان که خبر شدت گرفتن بیماریش به گوش خمینی کبیر رسید آقا فرمود:دوستان ما یکی یکی می روند
....و عارف فرزانه ومرجع عالیقدرمرحوم آیت الله بها الدینی(ره) در جمع مردم ایلام هنگامی که برای دفن پیکر مطهر شیخ به قم وحرم کریمه ی اهل بیت آمده بودند خطاب به آنان فرمود:
باید او را در قبرستان ایلام دفن می کردید تا خدا به یمن وجود او عذاب را از قبرستان شما دورکند

بر گرفته از کتاب شیخ شاهد- نوشته حامد حجتی
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo